تبليغاتX
زاهدان قطعه اصحاب الشهدا
زاهدان قطعه اصحاب الشهدا
نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 توسط میثم فراهی

اینجا بهشت است با وضو وارد شوید!

خانه ای گِلی دارم در رؤیا هایم؛ خانه ای که با پای دلم بدان جا سفر می کنم ؛ خانه ای گِلی که بوی محبت را از کوچه های آن حس  می کنم . خانه ای گِلی امّا شا هانه و با صفا , خانه ای پر از نور ، با درب چو بی و میخ های بسیار  که شعاع نور خیره کننده اش از لا به لای درب چوبی خود نمائی می کند چه درب پر استقا متی و چه میخ های فولادینی ؛ چه میخ های سیا هی ،حیف از نور که بر آن بخورد آری ... کجا بودم؟!

خا نه ای گلی که از دیوارهایش همه بوی عطر چادر زهرا به مشام میرسد؛ خانه ای که تزئینات دیوارهایش قاب عشق و عمل بر آن کو فته شده است ؛ خانه ای کوچک اما خیلی بزرگ به بزرگی دنیا... نه نه ،دنیا خیلی کو چک است و تصحیح می کنم به بزرگی دل مولا... خانه ای با جوانان بهشتی اش ... خانه ای گلی که محل نشست و برخاست ملائکه هاست اینجا به این بزرگی جا ئی هم برای ما دارد؟

شاید مدالی داشته باشم!! نمی دانم امّا مهمان حبیب خداست . اگر روزی وارد شوم چه کنم ؛ چه پر شور. به رسم خادمی این درگه  همان گوشه کنار در می نشینم , سر خم می کنم ، با حیا و با ادب می گویم السلام علیکم یا اهل البیت النبوة. و یک نفر قطعا اگر لایق باشم پاسخ سلام را میدهد و آن مادرم زهراست چه جملهءزیبائی ( مادر ) مادرم زهرا ! ای کاش من هم اولاد تو بودم . راستی مادر پهلویت !؟ هنوز درد می کند ؟ چه جسارتی !!! تو را هم میزنند ؟ توئی که پاکی و پر از غرور ... بی رحمانه غرورت را می شکنند ؟ لعنت بر آن کس که غرورت را شکست ... مادر! خوش به حال آنانی که با تو همسایه اند ؛ خوش به حال آنان که با تو مَحرمند . حالا که اینطور شد بگذار در لغت حداقل با تو راحت باشم (( مادر )) دلت همیشه شاد باد

  دوستت دارم  مادر دوستت دارم

نگارش در تاريخ یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 توسط میثم فراهی

بچه های هیئتی .صحنه گردانان  اصلی عرصه ها

حضور در هیئت یعنی تمرین همدلی وزندگی اجتماعی وتقویت انگیزهای معنوی است معمولا

 فرزندان تربیت شده دامان مادران هیئتی افرای هستند با انگیزه واجتماعی تر از سایر هم سن

 های خود لهذا خوب صحبت می کنند خوب اظهار عقیده می کنند وشاخصه های فرهنگی را

 بهتر در ک می کنند.(سرکار خانم ریحانی)

نگارش در تاريخ یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 توسط میثم فراهی
سلام

سرداران جنگ نرم من دوباره میخام بنویسم اگه میشه کمکم کنید

نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390 توسط میثم فراهی

قرارگاه بیداری اسلامی


ماهی قرمز بحرین جاودانه شد


بیچاره آیات!


کنوانسیونی نیست که از حقوق اش دفاع کند


وکمپنی که صد میلیون نفر امضایش کنند


بیچاره آیات!


اگر لباس رنگی می پوشید


و انگشتانش را نوار رنگی می پیچید


واز شعرهایش از خفقان جنسیتی می گفت


و علیه تک شوهری می شورید


وپارتی های شبانه اش قضا نمی شد


و...

حتما کنوانسیونی ها برایش راهپیمایی چند هزار سانتی می کردند


واسناد تجاوز به او را رو می کردند


وبر سر گور خالی اش تجمع اعتراض آمیز برگزار می کردند!


وجایزه نوبل اش می دادند


بیچاره آیات!


آیات !


از شکم وشهوت شیوخ نگو و از خشم ملت


واسقاط النظام  ونفر یک یا حسین...


از دختران زیبای عرب بگو وموسیقی اصیل عربی


وساحل مواج خلیج وشب های رویای عاشقان


در گرمای هوس انگیز شن ها


از طنازی های دختران الجزیره بگو


ودستمال گردانی های بزم شاهزادگان العربیه و...


شعرت را بالا می برند


به بلندی برج های ماسونی مکه

نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390 توسط میثم فراهی

آل خلیفه ثابت کرد که نباید باشد


تصور کن...


تصور کن به خانه ات حمله کنند...به خانواده ات جسارت کنند


در مقابل چشمانت پدرت را بزنند...وهر روز خبر دستگیری ومجروحیت


وشهید شدن یکی از دوستان وبستگانت را بشنوی..دستهایت بسته باشد...


چشم امیدت بعد خدا به کسانی باشد که تو برایشان مهم نیستی...


دغدغه اصلی شان کارهای روزمره وشغل ودرآمد ودرس و غیره باشد...


جالب تر آن است وقتی با مردم بحرین  مصاحبه میکنند واز آ نها در مورد


آرزوهایشان سوال میشود اکثرا جواب میدهند فرج امام زمان!!!


در شیعه بود ن ما تردید است

نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390 توسط میثم فراهی

 لطف خدا به مردم دنیا ارائه شد


یکباره شوره زار زمین باغ لاله شد


پس کوچه های خاکی مشهد پر از شعف


خورشید شهر خامنه72 ساله شد


سالروز ولادت امیر کشور عشق وبسیجی مدرسه عشق حسینی


حضرت امام خامنه ای بر عاشقان ولایتش مبارک

نگارش در تاريخ جمعه هفدهم تیر 1390 توسط میثم فراهی

 سرداران جنگ نر م دشمن در کمین است


مراقب ترفندهای ماهرانه  باشید ممکن است در ما هم نفوذ کند.


دشمن زخم خورده جنگ سخت است وشکستهای بدی متحمل شده است


ما هنوز نمرد ه ایم که که حرف مولایمان روی زمین بماند


شما افسران جوان  جبهه  ی مقابله با جنگ نرمید. هدف دفاع از نظام اسلامی و


 جمهوری اسلامی است.


در  مقابله  با یک حرکت همه  جانبه ی  متکی به  زور  و  تزویر و پول و ا مکانات 


عظیم پیشرفته ی  علمی رسانه


 ای باید با این جریان شیطانی خطرناک مقابله شود.


 حالا شما جوانانی که گفتیم افسران  جوان مقا بله ی با جنگ نرم هستید. 


خوب خودتان بگردید ونقش را پیدا کنی 

دلبسته


یاران خراسانی   

                                                          

                            خویشم...        

 

رهبر من ما تا آخر ایستاده ایم

نگارش در تاريخ چهارشنبه پانزدهم تیر 1390 توسط میثم فراهی

السلام علی الحسین وعلی علی بن الحسین وعلی عباس اخ الحسین


هر کس میخاهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند(امام سجاد (ع)


السلام یا باب الحوائج


عباس؛ یعنی دو چشم نگران از تشنگی کبوترانِ بی پناه.


عباس؛ یعنی نگهبان چادر سرخ گلبرگ های شقایق.


عباس؛ شاهد دیروز و شهید فرداست.


وقتی می خندد، معصومیت علی را در چاهِ به اشک نشسته چشمان عمیقش نظاره خواهی کرد؛


خورشیدی است که بلندای پیشا نی اش، پرچم »نصرٌ من الله» محمدی است.


بخند، ای نورسیده! تا بر دانه های مروارید سپید خنده ات، نیازمندان دخیل ببندند،


 یا باب الحوائج!


ولادت، شهامت، شهادت


عباس، یعنی فانوس خیمه خاطرات حسین و موسیقی افلاک در دستگاه معرفت و وفا.


ای آینه دار کربلا و ای دست بیرون آمده از آستین خدا! شوق رسیدنت،


 شعبان را سرمست می‌کند

نگارش در تاريخ دوشنبه سیزدهم تیر 1390 توسط میثم فراهی

خجسته میلاد سرور آزادگان جهان ابا عبدالله الحسین  (ع) بر تمام عاشقان ومحبان آن حضرت مبارک باد                                             

                               .

همین نه من شده‌ام ریزه‌خوار خوان حسین


که هست عالم ایجاد، میهمان حسین


ز آفتاب قیامت نباشدش باکی


کسی که رفت دمی زیر سایبان حسین


منظر چشم من بود  صحن کربلای تو    سیر ازآن نمی شوم هر چه نگاه می کنم


ارباب من  هزار دفتر عشق از غمت سروده ام لیک ولی به جان مادرت همیشه حرفهای  دلم نا تمام است

نگارش در تاريخ جمعه سوم تیر 1390 توسط میثم فراهی

جامانده

راز خون را جز شهدادر نمی یا بند


سلام بر نام بلندت که زمزمه مستان است به یاد دوست عزیزم شهید یحیی سوری


 شهدا گرچه رفته اند ولی نام و یادشان همیشه در قلبها زنده خواهد بود


تا زنده بود و پر نکشیده بود قدرش را ندانستیم واورا نشناختیم


 همین که رفت همه بی قرار ودل تنگ او شدیم


یحیی جان میدانم که تورا نشناختم ولی شفاعت ما را بکن تا رو سفید شویم


یحیی جان .خوشبحالت که به دیدار پیرخمین نرسید جان را فدای او کردی


 وبا این حماسه ات به ما  ثابت کردی که هنوز کسانی زنده هستن 


که فدای رهبرشان شو ند  


شهید حاج یحیی سوری در سال 86برای سالگرد  پیر خمین  راهی مرقد امام


خمینی بود  در حال انجام خدمت مقدس سربازی در راه شربت شهادت را نوشید


 و به دیدار ا مام خود رفت


 یحیی  فراق تو مرا خواهد کشت

قالب وبلاگ